د لتنگی های دختر دلشکسته
حسرت لحظهایی را دارم که سر بر روی زانوانش میگذاشتم و دلتنگی هایم را برایش بازگو می کردم 
 

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 21:37 ] [ آنتیک بابا ]

[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 22:10 ] [ آنتیک بابا ]

سلام بابایی

چند روز پیش روز دختر بود خیلی دلم برات تنگ شده بود و همش دلم می خواست گریه کنم اونروز همه برای دختراشون چه کوچک چه بزرگ کادو می خریدندو روش رو می بوسیدند و بهش روز دختر رو تبریک می گفتند.

بابایی با اینکه کلی اونروز بهم تبریک گفتن و لی بابایی من دختر تو بودم و دلم می خواست که اونروز فقط منو بغل میکردی و می گفتی دردانه بابا روزت مبارک

بابایی اونروز مامان از اینکه چقدر دوست داشتی دختر داشته باشی برام گفت و چقدر با حرفهای مامان افسوس خوردم که چرا نیستی تا من هم  احساس کنم همه دنیا در بودن تو در کنارم خلاصه میشه .

بابایی دعا میکنم هیچ دختری بدون سایه پدر بزرگ نشه و همیشه سایه پدرو مادر بالای سر همه بچه ها باشه.

بابایی با همه دلتنگیهام می سازم تو هم دعام کنم که بتونم دختر خوبی برایت باشم

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 22:34 ] [ آنتیک بابا ]

 

سلام بابایی امروز هم میخوام باهات حرف بزنم و خیلی وقته که باهات درد دل نکردم می دونم همه رو می دونی اما بابایی این روزها بیشتر نبودنت نفسهام رو به ثانیه میندازه .

بابایی این روزها دیگه حتی نمی خوام حرف دلم رو که بخوام بهت بگم کسی بدونه بس که آدمای این دورو زمونه باباجون دوروودروغگو و نان به نرخ روز خورشدند همش بلدند برای گذروندن وقتشون  تو باشی و وقتی تنهایی شون که بر طرف شد تو رو فراموش میکنندو می بینن که یکرنگ هستی وبراشون خسته کننده شدی دیگه خواهانت نیستند انگار چشمشون رو یکرنگیت می زنه .

باباجون عاشق آدمای رنگارنگ شدند و طوری که این دروغ رنگی بگه و اون باور کنه و اون دروغ رنگی بگه و این باور کنه احساس خوشی و خوشبختی کنن در حالی که در باطن هر دو می دونن که دروغ گفتند و دروغ دیگری رو هم میدونن ولی خودشون رو می زنن به خواب و نمیخوان بیدار بشن چون  شیرینی دروغ رو به تلخی حقیقت ترجیح میدهند .

بابایی انگار حرف مردم شبیه یک رنگین کمان قشنگ هستش که اولش چقدر زیبا و دل انگیزه اما دوام نداره و بعد یه مدت کوتاه می بینی که دیگه اثری از اون رنگ و زیبایی وجود نداره .

می دونی غمگین ترین قسمت ماجرا کجاست؟همین که دیگه از اینکه دروغ گفته احساس شرم و گناه نمیکنه و به کار خودش ادامه میده و احساس پیروز ی میکنه که تونسته زرنگ بازی دربیاره و کسی رو گول بزنه .در این وسط دیگه کسی حقیقت رو به زبان نمیاره زیرایا ترس داره یا دیگه باور نمیشه حرفاش.

باباجون دعام کن که همیشه بتونم دنبال رو حق و حقیقت باشم و بتونم دروغ رو از حقیقت تشخیص بدم .

 

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 17:10 ] [ آنتیک بابا ]

ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـﺎ ﻋﯿـﻦ " ﺑــﺎﺭﻭﻥ " ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧـﻦ

ﺍﻭﻟـﺶ ﮐـﻪ ﻣـﯿﺎﻥ ﺑـﻬﺖ ﻃَـﺮﺍﻭﺕ ﻣـﯿﺪﻥ ﺷـآﺩﯼ ﻣـﯿﺪﻥ

ﻭﻟـﯽ ﺁﺧـــــــــــﺮﺵ . . .

ﺯِﻧـﺪﮔﯿﺘـﻮ ﺑﺎ ﮔِـﻞ ﻭ ﺷِـﻞ ﯾﮑـی ﻣـﯿﮑﻨَﻦ ﻭ ﻣـﯿﺮَﻥ

ﻣُــــﺮﺍﻗِـﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﺻَـﻔﺖ ﺑـﺎﺵ

ﺗــﻮ ﻧﺒـﺎﯾـﺪ ﺍُﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧـﺎﮐـﯽ ﺑـﺎﺷـﯽ ﮐـﻪ ﺁﺧـــــــﺮﺵ ﮔِـﻞ ﺑﺸـﯽ …!

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 16:37 ] [ آنتیک بابا ]

[ سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 ] [ 0:31 ] [ آنتیک بابا ]

روزی به خدا شکایت کردم که چرا من پیشرفت نمی کنم؟! دیگر امیدی ندارم! می خواهم خودکشی کنم... ناگهان خدا جوابم را داد و گفت: آیا درخت بامبو و سرخس را دیده ای؟! گفتم: بله، دیده ام! خدا گفت: موقعی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. خیلی زود سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را گرفت، اما بامبو رشد نکرد... من از او قطع امید نکردم... در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد کردند اما از بامبو خبری نبود. در سال های سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. در سال پنجم، جوانه ی کوچکی از بامبو نمایان شد. و در عرض شش ماه ارتفاعش از سرخس بالاتر رفت!!! آری در این مدت بامبو داشت ریشه هایش را قوی می کرد!!! آیا می دانی در تمامی این سال ها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی،در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی؟! زمان تو نیز فرا خواهد رسید و تو هم پیشرفت خواهی کرد... نا امید نشو...

[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 23:44 ] [ آنتیک بابا ]

هیچ گاه

به خاطر هیچ کس

دست از ارزشهایت نکش

چون...

زمانی که آن فرد از تو دست بکشد

تو می مانی ویک

"من"

بی ارزش!

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 22:11 ] [ آنتیک بابا ]

یک روز دلت
چنان هوای دستانم را خواهد کرد
که چشمانت را ببندی
و خالی از هر فکر دیگری
زیر آوازی بزنی
که هیچگاه فرصت نشد
با هم بخوانیمش...
یک روز به هر دلیلی
اشک
از چشمانت جاری خواهد شد و
دستی برای پاک کردنش
از دستانت
سبقت نخواهد گرفت
آن روز است
که دلتنگم می شوی
چیزی نیست
چشمانت را ببند

تو عادت داری
زود فراموش خواهی کرد!!!

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 1:0 ] [ آنتیک بابا ]

میگن درد رو از هر طرف بخونی میشه درد

ولی اگه درمان رو از اخر بخونی میشه نامرد

پس مواظب باش برای دردت به هر درمان پا ندی

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 15:4 ] [ آنتیک بابا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
من این کلبه را برای تکراردلتنگیهام انتخاب کردم واز هر چی یا هر کسی دلگیر یا دلتنگ بشم دوست دارم اینجا برای خودم تکرار کنم تاکمی سبک بشم
شریک دلگیریهای من بگو که گوشت با منه ببین که زخمهای دلم شاهد حرفای منه
ای خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم چون با توام پیش کسی سرم را خم نمی کنم ...
امیدوارم در این کلبه دلتنگیهام زیاد دلتنگ نشوید
امکانات وب